a040b1787b208b12e6fdf9e82c93c471-425

تو تابستان امسال با اون گرمای خفه کننده اش تو اتوبوس نشسته بود. یه دختر کوچولوی5-6 ساله هم به خاطر نبودن جا دور از مادرش نشسته بود رو صندلی انتهای اتوبوس.دختر کوچولوی زیبا با رعایت حجاب چادر عربی سرش کرده بود.خانم بدحجاب که پیش اون دختر نشسته بود و خودشو باد میزد با افسوس گفت: توی این گرما این چیه سرت کردی؟ مامان بابات مجبورت کردن؟ امان از این آدم های خشک مذهبی.

همون لحظه اتوبوس ایستاد و باید پیاده میشدیم.

دختر کوچولو گره روسریشو سفت تر کرد و محکم و با اقتدار گفت: 

چرا گرممه اما آتیش جهنم از تابستون امسال خیلی خیلی گرمتره......

دختر کوچولو پیاده شد و اون خانم بد حجاب سخت به فکر فرو رفت.

mirzabeigi میرزابیگی