چیزی شبیهِ نیزه خورده بر گلویت
گوئی در آورده است حالا پَر گلویت
با یك پر بوسه اناری رنگ می شد
كِی داشت تاب هرم تیر آخر گلویت
شرم از تلظی كردنت آبم نمی كرد
با چند قطره آب می شد تَر گلویت
اصلاً شبیهِ قبلِ میدان رفتنت نیست
تغییر كرده كاملاً دیگر گلویت
تنها نه رگهای تو را پاشیده از هم
نگذاشت حتی استخوانی در گلویت
نوكِ سرِ تیرِ سه پر از بس حجیم است


http://atasheentezar.persiangig.com/%D8%B9%D8%A7%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%A7/%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85-%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86.gif
انگار آهن گشته سر تا سر گلویت
تا خیمه یعنی می شود مردی كند پوست
بازم نگه دارد سرت را بر گلویت
زینب(س) اگر لرزیدنِ دستم بگیرد
با گریه می بندیم در معجر گلویت
با چه دلی از خیمه آمد كِی خبر داشت
می ریزد از هر بوسه ی خواهر گلویت
این داغ سنگین است می ترسم بمیرد
وقتی تماشا می كند مادر گلویت
می آورم بالا كمی زیرِ سرت را
شاید كه از هم وا شود كمتر گلویت
آرام از آن تعزیت گشتم وگرنه
می مُردم از بس بود درد آور گلویت
بعد از تو می خوانند از گنجشك پر تا
دستِ عموپرَ، مشك پَر، تا پَر گلویت